سفارش تبلیغ
صبا
               قااااااصدکانه
                            ســـاده ی ســـاده.. از دســت میـــرونــد .. همـــه ی آن چــیزها کــه.. سخــت سخــت به دست آمدنـــد ...

 

برخلاف همه ی روزها دلت می خواهد با همان خستگی ناشی از دویدن از صبح پی کارهای مدرسه وقتی میرسی ب میز ناهار آشپزخانه، اینبار بشقاب مهمان را برداری و حسابی خودت را تحویل بگیری.

حیف ک حوصله نداری و فقط ترجیح میدهی از توی قابلمه هم که شده فقط چیزی بخوری !

یک لحظه ک خیره می شوی به قاشقت و می خواهی شروع کنی، هجوم افکار ناگهان سستت می کند.

باور نمی کنی زندگی دارد جوری رفتار میکند ک فکرش را نمی کردی !

نمیدانی.

نباید بگذاری همین جور،هر جور ک باب میل اوست رفتار کنی !

انگار مدتهاست فکر نکرده ای ....

بیدار شدن کار یک لحظه است.

مشکل هفته های بعد است ک سراپای وجودت می شود فکر !

کاش زود تر همین هفته های فکر آرام آرام می آمد.

انگار کمی دیر شده!

همین .

فقط فکر .....


+ جمعه 91/2/29 7:36 عصر قاصدک خانوم | نظر

 

بگذار هر چه می خواهد بشود،بشود.

بگذار آنقدر پشت سرت و توی چشمهایت حرف بزنند تا خالی شوند.

آنقدر راجع ب چیز هایی ک نمی دانند و تلاشی هم برای دانستنش نمی کنند و تنها حرف میزنند راجع بهش و اظهار نظر می کنند، حرف بزنند.

آنقدر نهی کنند تورا ازکاری و خودشان همان را انجام دهند تا خسته شوند.

آنقدر نفهمند و درک نکنند ...تا روزی خودشان بفهمند چ کردند .

آنقدر خودشان را بهتر از دیگران ببینند و تغییرات خودشان را منکر شوند ک آخر سر کم بیاورند .

تو هم هیچ نگو .ساکت باش و حتی گوش هم نده.

هیچ اهمیتی هم برای حرفهایی ک نمی دانند و میزنند،

فکر هایی ک نمیدانند ومی کنند و بر زیان می اورندش،

قائل نشو.

روزی میرسد تمام اشتباهاتشان را می فهمند.

جلویشان رژه می رود تمام حرفهایی ک ندانسته زدند.

و چیزهایی ک بی خودی بهت نسبت دادند.

بگذار ب حال خودشان باشند.

تو خودت باش .

و هیچ اهمیتی نده.

تا زمانی ک نمیدانند بگذار هر چه می خواهند فکر کنند.

اصلا آنقدر برایت از ناراحتی بگویند و موقع خوشیشان رهایت کنند ب حال خودت ک سر خودشان بیاید.

وقتی کارشان لنگت شد سراغت را بگیرند ک وقتی نباشی هم برای همان کار دنبالت باشند.

بگذار اصلا قدر احساست را ندانند و دم از دانستنش بزنند.

فقط اجازه بده.

بقیه اش را بسپار ب خدا.

تمام گریه هایی ک کردی و نفهمیدند و آخرش هم حرف هایی زدند ک ....

تو بسپارشان ب خدا و فقط ب دل نگیر.

یک روز می فهمند چ کردند .

پ.ن: تک تک کلمات این متن مخاطب دارد . مخاطبش خیلی هان. خیلی از آدمها/

تو این دنیا هز چی ساکت تر باشی بیشتر ب نفعته.

پس حرف نزن .

دلم زیادی از آدما پره .


+ دوشنبه 91/2/25 3:40 عصر قاصدک خانوم | نظر

 

 

کاش همینجا می نشستی کنارم و پیشم بودی . کاش صدای بودنت آنقدر بلند بود ک دیگر هیچ چیز را نمی شنیدم ....کاش نبود اینجور ک ببینمت در رویاهایم، اما آنقدر دور باشد بودنت که برایت دست تکان دهم ....

 

کاش فقط اندکی – فقط اندکی- می فهمیدی . کم کم خودخواهی هایت دارد آزارم می دهد .

 

کاش برای یک لحظه هم که شده سعی می کردی جای من باشی .جای تک تک لحظاتی ک دلم میخواست باشی و نبودی . و وقتی حرفی زدم گفتی بی معرفتی ...

 

دنیا این روزها پر شده از آدمهایی ک با یک دنیا سوء تفاهم همه چیز را خراب می کنند...بی آن ک حرف بزنند ...

 

حرف زدن همه چیز را حل می کند . بیشتر از آن چیزی ک فکرش را بکنی ....

 

انگار هر روز ک بیشتر می گذرد دنیا بیشتر ب آدمهای اطرافش فریاد می زند ک باید زندگی کرد.... اما خودش نمی گذارد ...از همان پوزخندهایی لازم است که هیچ گاه توانش نبوده ....

 

سست شده تمام عنصرهایمان .

 

همینطور نشسته ایم ....

 

و هزاران حرف پشت سرمان رژه می روند ...

 

بی انکه روحمان خبر داشته باشد !

 

و هزاران دلیلی ک آدمها برای آرام کردن خودشان پشت سر هم می زنند بی آن ک ذره ای دلیل بخواهند ...

 

و هر طور بخواهند با هم رفتار کنند ....و در آخر طرف مقابلشان را مقصر بگیرند ....

 

و سوء تفاهم ها آنقدر جمع شود ...ک کم کم ....همان عنصر سست را ...نابود می کند جای کمک برای بهبودش ...

 

پ.ن: حرف برای گفتن زیاد است .

 

کاش همه چیز همان جور بود که باید باشد...و بود !

 

این نوشته برای دیروز است .شنبه 9.اردیبهشت 91 ...


+ یکشنبه 91/2/10 9:23 عصر قاصدک خانوم | نظر